تبلیغات
ذاتما - هدف ذاتما
جستجوی درون، راهی بی پایان

:درباره وبلاگ

:آرشیو

:پیوندها

:نویسندگان

:آخرین پستها

آماروبلاگ

چهارشنبه 2 اردیبهشت 1388-06:52 ب.ظ



دانی که تو را در «معبد تن» جانی است که او از دیده برون می نگرد، می بیند و می یابد:

کیست در گوش که او می شنود  آوازم  ؟     یا  کدامین که سخن می نهد اندر دهنم ؟

کیست در دیده که از دیده برون می نگرد؟    یا چه جانیست که گوئی که منش پیرهنم

گر او را جان یا دل و قلب و روح و روان خوانی همه به یک حقیقت اشارت دارد. براستی آن حقیقت چیست؟ بیندیش آن که «من» می گوید کیست؟ از کجاست؟ کجا بوده؟ به چه کار آمده؟ به کجا می رود؟

گر تو را این معرفت دست بداد و ذاتِ خود یافتی توانی گفت به هدف دست یافته ای که:

من عرف نفسه فقد عرف ربه

و هدف ذاتما جز این نیست.

ای    دل    مبتلای   هر   جائی         اندر  این  خاکدان  چه می پائی ؟

کمترین  آشیانه ات  سدره است           چون  به  پرواز  بال   بگشائی

قدسیان  جمله بر تو رشک برند          گر   تو   یکدم   جمال   بنمائی

وصف   ذاتت   نمی توانم    کرد          که  تو   اندر   صفت   نمی آئی

قطره ای، چون به بحر غرقه شوی        گاه    موجی   و   گاه    دریائی

و برای یافتن ذاتما، هجرتی باید در خویش و آلودگی ها پالودن و مپندار این سیر جز از طریق دین و سرسپردگی به یار بگذرد که خود فرمود:

ان تطیعوه تهتدوا (اگر اطاعتش کنید راه یابید - نور 54)

و باز فرمود:

ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون (جن و انس را خلق نکردم مگر برای اینکه مرا بپرستند - ذاریات 56)

و امیرالمؤمنین علیه اسلام چه زیبا فرمود:

الهی، کفی بی عزاً ان اکون لک عبدا و کفی بی فخراً ان تکون لی ربا، انت کما احب، فاجعلنی کما تحب

معبودا، این عزت مرا بس که بنده ات باشم و این افتخار برایم بس که پروردگارم باشی، تو آنی که می خواهم، مرا آنچنان کن که می خواهی.

 




نظرات() 

تاریخ آخرین ویرایش:پنجشنبه 3 اردیبهشت 1388 08:40 ق.ظ


What is limb lengthening surgery?
یکشنبه 26 شهریور 1396 02:39 ق.ظ
Wonderful beat ! I would like to apprentice while you amend your site, how can i subscribe for a blog website?
The account aided me a acceptable deal. I had been a little bit acquainted
of this your broadcast provided vivid transparent idea
What is leg length discrepancy?
یکشنبه 12 شهریور 1396 08:48 ب.ظ
Fantastic beat ! I wish to apprentice while you amend your web site,
how could i subscribe for a blog website? The account helped me a
acceptable deal. I had been a little bit acquainted of this your broadcast offered bright clear concept
مسعود
شنبه 23 آبان 1388 08:37 ب.ظ
عالی بود
sanaz o niaz
پنجشنبه 10 اردیبهشت 1388 12:47 ب.ظ
سلام من و همسریم آپیم ... خواستی بیا !
معصومی
چهارشنبه 9 اردیبهشت 1388 11:54 ب.ظ
سلام دوست عزیز خوشحال خواهم شد در مورد مطالب ارائه شئه نظر و عقیه خودتان را بیان نمائید نه اینكه فقط
به قدردانی بسنده كنید؟
چهارشنبه 9 اردیبهشت 1388 07:49 ب.ظ
دوباره سلام
باور کن اگه وبلاگ شما فقط دلیلی باشه برا اینکه لحظه ای به حقیقت وجودیم فکر کنم برام یه دنیا ارزش داره
معلومه خیلی به روزید
موفق باشید
مردان آسمانی
چهارشنبه 9 اردیبهشت 1388 07:33 ب.ظ
سلام
وبلاگ خوبی دارید
همینكه آدم رو متوجه حقیقت وجودیش می كنید ارزشمنده
با اجازه لینكتون كنم تا بیشتر بتونم استفاده كنم
موفق باشید
النا
چهارشنبه 9 اردیبهشت 1388 04:17 ب.ظ
سلام. مرسی از مطالب زیبات. لذت بردم.
خوشحال می شم بهم سر بزن...
معصومی
چهارشنبه 9 اردیبهشت 1388 12:26 ب.ظ
سلام
راستی كه تا خود رانشناشیم خدا را نخواهیم شناخت
دانشجوی بیکار ...
چهارشنبه 9 اردیبهشت 1388 12:24 ب.ظ


سلام ... خوبی ذات ما

راستی چقده عربی نوشتی .....

نکنه رشته عربی میخونی
ایرانی
چهارشنبه 9 اردیبهشت 1388 11:45 ق.ظ
سلام خدمت همه دوستان عزیز

دامین فتوحات دات کام ثبت شد

از این پس دوستان عزیز می توانند از طریق این آدرس به وبلاگ فتوحات قدم رنجه کنند :

WWW.FOTOOHAT.COM
ستاره
سه شنبه 8 اردیبهشت 1388 11:13 ب.ظ
سلام و شبتان بخیر

خداوند همواره با مومنین است.

در پناه حق باشید.

پاسخ ذاتما : سلام
respina
سه شنبه 8 اردیبهشت 1388 08:55 ب.ظ
salam mamnoon oomadi
upam bazam bia
پاسخ ذاتما : سلام
.....
سه شنبه 8 اردیبهشت 1388 05:47 ب.ظ
میشه بگید اگر این مردم بد بخت بخوان تو ضلالت بمونن و شما کنه ها بهشون نچسبید باید کی رو ببینند ؟
پاسخ ذاتما : آقای چند نقطه ...
ما در این وبلاگ مکان ثابتی داریم. ظاهراً که شما چون کنه به ما چسبیده اید. می شود بگوئید گر نخواهیم شما کنه به ما بچسبید چه کسی را باید ببینیم؟؟؟
البته از اینکه شما اعاظم جهال به این مکان می آئید و لبخندی بر لبان ما و دوستان به خاطر جهالتتان می آورید، خود جای تشکر دارد.
mari
سه شنبه 8 اردیبهشت 1388 05:07 ب.ظ
یعقوب به حَرّان می‌رود
با درود بر شما دوست عزیز و ممنونم از حضور سبز شما و ممنونم از لینگ... خسته نباشید. موفق باشید.
بانوی مقدس
سه شنبه 8 اردیبهشت 1388 03:46 ب.ظ



لیلا
سه شنبه 8 اردیبهشت 1388 12:33 ب.ظ
گل بود و می شکفت بر امواج آب ماه
می بود و مستی آور
مثل شراب ماه
شبهای لاجوردی
بر پرنیان ابر
همراه لای لای خموش ستاره ها
می شد چراغ رهگذر دشت خواب ماه
روزی پرنده ای
با بال آهنین و نفس های آتشین
برخاست از زمین
آورد بالهای گران را به اهتزاز
چرخید بر فراز
پرواز کرد تا لب ایوان آفتاب
آمد به زیر سایه بال عقاب ماه
اینک زنی است آنجا
عریان و اشکبار
غارت شده به بستر آشفته شرمسار
غمگین نشسته خسته و خرد و خراب ماه
داوودی در شب سپید هزار پر
سر بر نمی کند به سلام ستاره ها
برگرد خویش هاله ای از آه بسته است
تا روی خود نهان کند از آفتاب ماه
از قعر این غبار
من بانگ می زنم
کای شبچراغ مهر
ما با سیاهکاری شب خو نمی کنیم
مسپارمان به ظلمت جاوید
هرگز زمین مباد
از دولت نگاه تو نومید
نوری به ما ببخش
بر ما دوباره از سر رحمت بتاب ماه


فریدون مشیری
میترا
سه شنبه 8 اردیبهشت 1388 12:00 ب.ظ
بخاطر بسپاریم كه تنها راه تامین خوشبختی این نیست كه متوقع حقشناسی از دیگران باشیم بلكه خوبیهائیكه به آنها می كنیم باید فقط بمنظور تامین مسرت باطن خودمان باشد.

امین عارفی
سه شنبه 8 اردیبهشت 1388 11:43 ق.ظ
به نام حی سبحان

الهی و ربی من لی غیرک

خدایا! از من بگیر هر انچه تو را از من می‌گیرد ... آمین یا رب‌العالمین

یا علی مددی

انا مجنون‌الحسین یا ثارالله
سادات خانم
سه شنبه 8 اردیبهشت 1388 11:24 ق.ظ
بسم الله الرحمن الرحیم

چند وقت بعد
بابا می خواد بره سفر. سفری دور و دراز. می خواد بچه اش رو ببوسه. مجبوره ازش دل بکنه. باید دیگه نبیندش. اصلا باید خودشو به ندیدنش عادت بده.
چشماش رو می بنده. لبای قرمز و کوچولوی بچه رو می بوسه. موهای سبیل و ریشش بچه رو اذیت می کنه. چندشش می شه. ولی به روی بابایی می خنده. آب دهنش راه می افته.
قند توی دلش آب میشه.
- آخه چطوری خودمو به ندیدنش عادت بدم؟
- اگه می شد یه روز دیگه پهلوش بمونم ...
- اصلا اگه می شد نرم ...
- نه دیگه دارم پررو می شم. همین بود که نمی خواستم این دم دمای آخر ببینمش.

از زیر قرآن که رد می شه، زن می فهمه که دیگه بابای بچه اش برنمی گرده. کاسه پر از آب رو پرت می کنه پشت سرش.
از صدای شکستن اون، بچه می ترسه و بابا یه بار دیگه نگاش می افته توی چشمای ناز و کوچولوش.
بابا رفت…
دیگه "بابا نان نداد". مامان بزرگ غذا داد.
دیگه "بابا آب نداد". عمه لیوان آب دهن بچه گذاشت.
دیگه بابا ...

,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,

دانلود سربندهای فراموش شده با صدای مجتبی رمضانی

,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,

وب سادات خانم آپ شد و منتظر حضور شما هستم

قصه گو
سه شنبه 8 اردیبهشت 1388 08:46 ق.ظ
سلام

نگاه کن ابلیس را می نگری؟ او نمی خواهد من و تو ما شویم او می خواهد خدا را جداکند . می بینی نقل یک نقطه است؛ نقطه ای که پر از راز و رمز است . که اگر در فکربالا باشد خداست و اگر در تکاپوی پایین، جداست . خوب گوش کن. این ندایی دوباره است؛ این دعوتی عاشقانه است دوست بدار و به هیچ قیمتی دوستی قدیمی امان را برای هیچ و پوچ از خاطر مبر . سجده ی شکر به جای آور تا پیمانمان را بیاد آوری...

قلمتان همیشه توانا و راهتان جاودانه باد
میترا
دوشنبه 7 اردیبهشت 1388 10:36 ب.ظ

gol laiegh gol ast
shad o movafagh bashi
مروارید عرفان
دوشنبه 7 اردیبهشت 1388 06:51 ب.ظ
سلام ذاتمای عزیز

خوشحال از حضور پرمهرت !

در اندرون من خسته دل ندانم کیست /
که من خموشم و او در فغان و در غوغاست

همه خوبیها و زیبائیها تجلی ذات یکتای خداوند است . خداوند از نور لایزال خود به بندگانش دمیده و او را خلیفه خود در زمین گمارده .

برایت آرزوی بهترینها را دارم .

پاسخ ذاتما : سلام
ممنون از شما بزرگوار
پسر آزاد
دوشنبه 7 اردیبهشت 1388 04:00 ب.ظ
بنام گوهر دلها

دوست عزیز آفرین و صد آفرین بر تو با این وبلاگت و مفهوم ذاتما

با هم همکیشیم

لینکت کردم
ش
دوشنبه 7 اردیبهشت 1388 03:31 ب.ظ
دوست عزیز تمام تاریخ های و روایت های اسلامی را مشتی یهودی با سواد و همان هایی که دین عیسی را هم به گند کشیدن نوشته اند فقط می گویند دین یهود و آنهم از نو صهیونیسی اش و قوم یهود را قوم برتر جهان و خلقت می دونند.وبه خدا هم دورغ می بنندند. تمام تحریف در ادیان به وسیله اونهاست .چکارباید کرد؟ هرچی در همه ادیان هست که آزادی بشر را از بین می برد واورا برده دیگر انسانها می سازد اون حرف خدا نیست دورغی است که به خدا نسبت داده اند .خدا کسی را برتر از کس دیگر نیافریده است همه با هم برابراند.حتا پیامبرو امامان هم مثل مردم عادی آفریده شده اند. فقط اونها خودشان تلاش کرده اند وبه این مقامات رسیده اند من وشما هم می تونیم به اون مقا م ها برسیم .خود خواهی را باید کنار گذاشت.شهدا چون خودشان را نخاستن شهید شدند.خواهی همان تکبراست .یعنی توهم مثل منی و من هم مثل تو هیچ فرقی با هم نداریم .چرا شما یا من به خودمان اجازه بدهیم در مورد دیگران قضاوت کنیم مگر ما کی هستیم ؟هیچ کس حق ندارد در مورد دیگری قضاوت کند .قضاوت کار هر کس نیست بجز خدا .
پاسخ ذاتما : اولاً كه چنین نیست كه همه روایت ها رو مشتی یهودی نوشتن. علم رجال و درایه و حدیث برای اینه كه درستش رو از غلط تشخیص بده. این اولین پیش فرض غلط شما.
دوماً در دین اسلام چیزی آزادی انسان رو از بین نمی بره بلكه فقط قصدش اینه كه تو رو آزاد كنه از هوا و هوس و خودخواهی ها و شیاطین برون و درون. این دومین پیش فرض غلط شما.
سوماً در قرآن به پیامبر میگه به مردم بگو: انا بشر مثلكم یوحی الی...یعنی درسته كه من بشری مثل شما هستم ولی به من وحی میشه و با غیب مرتبطم. این سومین پیش فرض غلط شما.
چهارماً كی در مورد كی قضاوت كرده مگه؟
شما غلط اندر غلط میگوئی و مغالطه می كنی كه به چی برسی؟
.•*.۩۞۩.SERENADE.۩۞۩.*•.
دوشنبه 7 اردیبهشت 1388 03:20 ب.ظ
.•*.۩۞۩.SERENADE.۩۞۩.*•.
.
.
.
..
mari
دوشنبه 7 اردیبهشت 1388 02:13 ب.ظ
دوقلوهای که با یکدیگر فرق داشتند
با سلام به شما دوست عزیز و ممنونم از حضورتون..باشه عزیز لینگ شده اید با عنوان ذاتما.عنوان وب منم پیام شادی لطفا مرسی برایتان آرزوی موفقیت دارم در پناه خداوند پاینده باشید عزیز
پاسخ ذاتما : سلام ممنون دوست عزیز
sheyda
دوشنبه 7 اردیبهشت 1388 01:09 ب.ظ
دیشب برای اخرین دیدار
چشمانم را روبه تو باز کردم
و به چشمان تو خیره شدم
و از ته دل برایت حرفت زدم
و تو با ارامش تمام به حرف هایم گوش دادی
کاش میشد دستانت را در دستانم بگیرم
کاش میشد تو را در باغچهء کوچک دلم می کاشتم
تا تمامه تاریکی های دلم را روشن کنی
کاش میشد که ماله من باشی
کاش
میدانم , میدانم
باز زمان رفتن است
منتظرت میمانم ای ستاره ی تنهایی من
ماه تیسا
دوشنبه 7 اردیبهشت 1388 12:03 ب.ظ

با تیره دلان بی خدا یار مشو

آئینه روی ایزدی، تار مشو

گر کهنه شوی، همه جهان تکراریست

تو تازه شو و نو شو و تکرار مشو



سلام عزیزم.آپم سری بزنی خوشحال میشم.منتظرم.
پاسخ ذاتما : سلام
فریده
دوشنبه 7 اردیبهشت 1388 04:02 ق.ظ
سلام
ممنون از حضورت
خیلی زیبا نوشتی.
لینک شدید.شما هم منو با نام در مسیر انتظار لینک کنید.
موفق باشی
یا علی
پاسخ ذاتما : سلام
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




نمایش نظرات 1 تا 30